فعل
خودنمایی کردن (به شکلی مبتذل)، لمپنبازی درآوردن
معانی و تعاریف prollen:
- به شکلی مبتذل یا بیسلیقه خودنمایی کردن، پز دادن با ثروت یا دارایی.
جملات نمونه برای prollen:
Alex ''prollt'' gerne. Das muss man einfach ignorieren.
الکس دوست دارد خودنمایی کند. باید به سادگی نادیدهاش گرفت.
In unserer Straße hängen abends immer ''prollende'' Halbstarke herum.
در خیابان ما عصرها همیشه جوانان لمپنبازی درمیآورند.
Er prollt immer mit seinem neuen Auto herum.
او همیشه با ماشین جدیدش پز میدهد.