Konjugierte Form
لمپنبازی کردند، اراذلمآبانه رفتار کردند
معانی و تعاریف prollten:
- رفتار کردن به شیوهای پرخاشگرانه، خودنما، یا بیادبانه، اغلب با نمایش ثروت، قدرت، یا تواناییهای خود به شکلی زننده و آزاردهنده؛ رجزخوانی کردن.
جملات نمونه برای prollten:
Er prollte mit seinem neuen Sportwagen und ignorierte dabei die geltenden Verkehrsregeln.
او با ماشین اسپورت جدیدش خودنمایی میکرد و در عین حال قوانین راهنمایی و رانندگی را نادیده میگرفت.
Die Art, wie er seine Erfolge zur Schau stellte und andere herabwürdigte, war schlichtweg prollig.
نحوه نمایش موفقیتهایش و تحقیر دیگران، به سادگی رجزخوانی و خودنمایی بود.