promenieren
قدم زدن، گشت و گذار کردن (در مکانی عمومی)
Beispiele
- Viele Menschen ''promenierten'' auf den Boulevards, bummelten in den Gassen der Altstadt oder saßen unter den Markisen der Cafes.بسیاری از مردم در بلوارها قدم میزدند، در کوچههای شهر قدیمی گشت میزدند یا زیر سایبان کافهها مینشستند.
Bedeutungen
1
Intransitiv
قدم زدن یا گشت و گذار کردن به منظور تفریح و لذت بردن.
- Am Sonntag promenieren viele Leute im Park.یکشنبهها افراد زیادی در پارک قدم میزنند.
- Sie promenierten entlang der Strandpromenade.آنها در امتداد تفرجگاه ساحلی قدم زدند.