propagandistisch

Aussprache: /ˌpropaganˈdɪstɪʃ/
Worttrennung: pro·pa·gan·dis·tisch
صفت

تبلیغاتی، پروپاگاندایی، ترویجی

Bedeutungen

1

مرتبط با یا به سبک پروپاگاندا؛ به منظور تأثیرگذاری بر افکار عمومی و ترویج یک ایده، دیدگاه یا هدف سیاسی.

  • Die Rede des Politikers hatte einen stark propagandistischen Charakter.سخنرانی سیاستمدار لحنی شدیداً تبلیغاتی داشت.
  • Diese Werbekampagne wirkt eher propagandistisch als informativ.این کمپین تبلیغاتی بیشتر پروپاگاندایی به نظر می‌رسد تا اطلاع‌رسانی.
  • Die Regierung nutzte propagandistische Mittel, um die Bevölkerung zu beeinflussen.دولت از ابزارهای تبلیغاتی برای تأثیرگذاری بر مردم استفاده کرد.