propagandistisch
تبلیغاتی، پروپاگاندایی، ترویجی
Bedeutungen
1
مرتبط با یا به سبک پروپاگاندا؛ به منظور تأثیرگذاری بر افکار عمومی و ترویج یک ایده، دیدگاه یا هدف سیاسی.
- Die Rede des Politikers hatte einen stark propagandistischen Charakter.سخنرانی سیاستمدار لحنی شدیداً تبلیغاتی داشت.
- Diese Werbekampagne wirkt eher propagandistisch als informativ.این کمپین تبلیغاتی بیشتر پروپاگاندایی به نظر میرسد تا اطلاعرسانی.
- Die Regierung nutzte propagandistische Mittel, um die Bevölkerung zu beeinflussen.دولت از ابزارهای تبلیغاتی برای تأثیرگذاری بر مردم استفاده کرد.