propagieren
ترویج کردن، تبلیغ کردن (یک ایده یا نظر)
Beispiele
- Sie ''propagieren'' Konsumverzicht.آنها صرفهجویی و پرهیز از مصرف را ترویج میکنند.
- Sie wurde dann im Dritten Reich perfektioniert und sozusagen flächendeckend ''propagiert''.سپس در رایش سوم کامل شد و به اصطلاح به صورت سراسری تبلیغ و ترویج گردید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک ایده، نظریه یا عقیده را به طور گسترده منتشر و ترویج کردن.
- Er propagiert eine neue Theorie.او یک نظریه جدید را ترویج میکند.
- Die Partei propagiert ihre politischen Ziele.حزب اهداف سیاسی خود را تبلیغ میکند.
2
Akkusativ
تکثیر کردن گیاهان یا موجودات زنده.
- Man kann diese Pflanze durch Stecklinge propagieren.میتوان این گیاه را از طریق قلمه تکثیر کرد.
- Die Gärtner propagieren neue Rosensorten.باغبانها گونههای جدید رز را تکثیر میکنند.