abprotzen
توپ را از ارابه جدا کردن و آماده شلیک کردن، (عامیانه) مدفوع کردن
Beispiele
- Unser Anführer ließ hierauf die Haubitze ''abprotzen'' und gleichfalls mit Kartätschen gegen den Feind feuern, welches zur Folge hatte, daß derselbe sein Feuer einstellte.سپس فرمانده ما دستور داد هویتزر را از ارابه جدا کرده و با گلولههای خوشهای به سمت دشمن شلیک کنند، که در نتیجه دشمن آتش خود را متوقف کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از ارابه جدا کردن (توپ جنگی)، از یدککش جدا کردن (تریلر یا گاری) برای استفاده یا تخلیه
- Die Soldaten protzten die Kanone ab und richteten sie auf das Ziel aus.سربازان توپ را از ارابه جدا کردند و آن را به سمت هدف نشانه گرفتند.
- Der Fahrer musste den Anhänger abprotzen, um die Ladung entladen zu können.راننده مجبور شد تریلر را از یدککش جدا کند تا بتواند بار را تخلیه کند.