protzen Aussprache:/ˈpʁɔtsn̩/Wortzerlegung:prot·zen فعل پز دادن، فخر فروختن معانی و تعاریف protzen:با نشان دادن ثروت، قدرت یا تواناییهای خود، خودنمایی کردن. جملات نمونه برای protzen:Er ''protzt'' mal wieder mit seinem neuen Auto.او باز هم دارد با ماشین جدیدش پز میدهد.Er protzt gerne mit seinem neuen Auto.او دوست دارد با ماشین جدیدش پز بدهد.Sie protzte mit ihrem Wissen.او با دانش خود خودنمایی میکرد.