herumprozessen
مدام شکایت کردن، درگیر دادگاه بازی بودن
Bedeutungen
1
wegen + Dativ/Genitiv
بر سر مسائل کوچک یا ناچیز مدام شکایتهای قضایی بینتیجه مطرح کردن.
- Er prozesst wegen jeder Kleinigkeit herum und verschwendet sein Geld.او بر سر هر چیز کوچکی مدام شکایت قضایی میکند و پولش را هدر میدهد.
- Die Nachbarn prozessten wegen des Lärms jahrelang herum.همسایهها سالها بر سر سر و صدا درگیر پروندههای قضایی بودند.