Konjugierte Form
تجمل میکردند، فخر میفروختند
معانی و تعاریف prunkten:
- به نمایش گذاشتن شکوه، ثروت یا موفقیت به منظور جلب توجه و تحسین دیگران؛ تفاخر کردن.
- به طور برجسته و چشمگیر ظاهر شدن یا درخشیدن؛ جلوهگر شدن.
جملات نمونه برای prunkten:
Sie prunkte mit ihrem neuen Schmuck, um alle zu beeindrucken.
او با جواهرات جدیدش خودنمایی کرد تا همه را تحت تاثیر قرار دهد.
Der Adel prunkte stets mit seinen Ländereien und seinem Einfluss.
اشراف همیشه با سرزمینها و نفوذ خود تفاخر میکردند.
Die Sterne prunkten in der klaren Winternacht.
ستارگان در شب صاف زمستانی میدرخشیدند.