psalmodieren

Aussprache: /psalmoˈdiːrən/
Wortzerlegung: psalm·odie·ren
فعل

سرود مذهبی خواندن، به صورت آوازگونه خواندن

Beispiele

  • Dann ''psalmodierte'' die Gemeinde wieder das Hohelied.سپس جماعت دوباره سرود مذهبی را به صورت آوازگونه خواندند.

Bedeutungen

1 (Akkusativ)

سرود مذهبی خواندن، با لحنی یکنواخت و آهنگین (مانند خواندن مزامیر) صحبت کردن یا خواندن.

  • Der Mönch psalmodierte die alten Gebete in der Klosterkirche.راهب دعاهای قدیمی را در کلیسای صومعه با لحن یکنواخت می‌خواند.
  • Sie begann, eine monotone Melodie zu psalmodieren, die beruhigend wirkte.او شروع به خواندن یک ملودی یکنواخت کرد که آرامش‌بخش بود.