psalmodieren
سرود مذهبی خواندن، به صورت آوازگونه خواندن
Beispiele
- Dann ''psalmodierte'' die Gemeinde wieder das Hohelied.سپس جماعت دوباره سرود مذهبی را به صورت آوازگونه خواندند.
Bedeutungen
1
(Akkusativ)
سرود مذهبی خواندن، با لحنی یکنواخت و آهنگین (مانند خواندن مزامیر) صحبت کردن یا خواندن.
- Der Mönch psalmodierte die alten Gebete in der Klosterkirche.راهب دعاهای قدیمی را در کلیسای صومعه با لحن یکنواخت میخواند.
- Sie begann, eine monotone Melodie zu psalmodieren, die beruhigend wirkte.او شروع به خواندن یک ملودی یکنواخت کرد که آرامشبخش بود.