psycholinguistisch

Aussprache: /ˌpsyçolɪŋˈɡuɪstɪʃ/
Worttrennung: psy·cho·lin·gu·is·tisch
صفت

روان‌زبان‌شناختی

Bedeutungen

1

مربوط به روان‌زبان‌شناسی، شاخه‌ای از زبان‌شناسی که به مطالعه جنبه‌های روانی و عصبی زبان می‌پردازد.

  • Die psycholinguistische Forschung untersucht, wie Menschen Sprache erwerben und verarbeiten.تحقیقات روان‌زبان‌شناختی بررسی می‌کنند که چگونه انسان‌ها زبان را یاد می‌گیرند و پردازش می‌کنند.
  • Er hat eine psycholinguistische Erklärung für die Sprachfehler des Kindes.او یک توضیح روان‌زبان‌شناختی برای اختلالات زبانی کودک دارد.
  • Das Seminar behandelt psycholinguistische Theorien zur Mehrsprachigkeit.این سمینار به نظریه‌های روان‌زبان‌شناختی در مورد چندزبانگی می‌پردازد.