psychotherapeutisch

Aussprache: /psyçoteʁaˈpɔʏtɪʃ/
Worttrennung: psy·cho·the·ra·peu·tisch
صفت

روان‌درمانی

Bedeutungen

1

مربوط به روان‌درمانی، شامل روش‌ها و تکنیک‌های مورد استفاده در درمان مشکلات روانی و عاطفی.

  • Der Patient benötigt eine psychotherapeutische Behandlung.بیمار به درمان روان‌درمانی نیاز دارد.
  • Sie arbeitet als psychotherapeutische Beraterin.او به عنوان مشاور روان‌درمانگر کار می‌کند.
  • Die psychotherapeutischen Sitzungen halfen ihm, seine Ängste zu überwinden.جلسات روان‌درمانی به او کمک کرد تا بر ترس‌هایش غلبه کند.