aufpudeln

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌpuːdl̩n/
Worttrennung: auf·pu·deln
فعل

خود را بزرگ جلوه دادن، خودنمایی کردن؛ عصبانی شدن

Bedeutungen

1 sich (reflexiv) aufpudeln

عصبانی شدن، خود را باد کردن، خشمگین شدن (مانند سگ پودل که موهایش را سیخ می‌کند؛ محاوره).

  • Wegen der Kritik hat er sich sofort aufgeregt.او به خاطر انتقاد بلافاصله عصبانی شد.
  • Reg dich nicht auf, das ist nicht so wichtig.خودت را ناراحت نکن، اینقدر مهم نیست.
2 sich (reflexiv) aufpudeln

خود را بزرگ جلوه دادن، خودنمایی کردن (به شکل اغراق‌آمیز).

  • Er pudelt sich gerne auf, wenn er im Mittelpunkt steht.او دوست دارد وقتی در مرکز توجه است، خودنمایی کند.
  • Sie versucht, sich mit ihrem neuen Auto aufzupudeln.او سعی می‌کند با ماشین جدیدش خود را به رخ بکشد.