pueril
کودکانه، بچگانه، نابالغ، خام
Beispiele
- … und Lord ist in diesem Herbst schon diversen Internatsstreichen zum Opfer gefallen, die zu ''pueril'' waren, um sie hier auch nur zu nennen.... و لرد در این پاییز قربانی شیطنتهای مختلف شبانهروزی شده بود که آنقدر بچگانه بودند که حتی ارزش نام بردن را هم نداشتند.