فعل
با انگشت چیزی را جدا کردن/بیرون آوردن، با انگشت ور رفتن
معانی و تعاریف pulen:
- پوست کندن، جدا کردن (مثلاً میگو، نخود فرنگی) با دست
- با انگشت چیزی را دستکاری کردن، بیرون کشیدن (محاوره)
جملات نمونه برای pulen:
Er ''pult'' die Rosinen aus dem Kuchen.
او کشمشها را از کیک جدا میکند.
Sie ''pult'' das Etikett von der Flasche.
او برچسب را از بطری جدا میکند.
Du sollst nicht immer an der Wunde ''pulen.''
نباید همیشه با زخم ور بروی.