pulkweise
انبوهی، دستهدسته، گروهگروه
Beispiele
- Seine Sorgen waren unbegründet, denn schon strömten die ersten Passagiere ''pulkweise'' aus dem Vordereingang des Terminals, die gerade von Bord der Fähre aus Stockholm gegangen waren.نگرانیهای او بیمورد بود، زیرا اولین مسافران همینطور که از ورودی جلویی ترمینال بیرون میآمدند، که تازه از کشتی استکهلم پیاده شده بودند، انبوهی از جمعیت را تشکیل میدادند.