فعل
کشیدن، پارو زدن، جلو راندن
معانی و تعاریف pullen:
- (عامیانه، انگلیسیمآب) کشیدن، بیرون کشیدن (معمولاً با نیروی زیاد)
- (در قایقرانی) پارو زدن، قایق را با پارو به جلو راندن
جملات نمونه برای pullen:
„War es nicht besser, trotz der Lecks doch gleich zur Insel zu ''pullen''?“
آیا بهتر نبود که با وجود سوراخها، بلافاصله به سمت جزیره پارو بزنیم؟
Er pullte das Seil straff.
او طناب را محکم کشید.
Man musste den Zahn pullen.
باید دندان را میکشیدند.