pullern
جیش کردن، ادرار کردن (کودکانه یا عامیانه)
Beispiele
- Na, ''hast'' du in die Windeln ''gepullert?خب، آیا توی پوشکت جیش کردی؟
- Mama, ich muss mal ''pullern.مامان، من باید جیش کنم.
Bedeutungen
1
intransitiv
ادرار کردن، جیش کردن (واژهای عامیانه، اغلب برای کودکان یا حیوانات)
- Das kleine Kind musste pullern gehen.بچه کوچک باید میرفت جیش کند.
- Der Hund hat auf den Teppich gepullert.سگ روی فرش جیش کرده است.