pulten
تپیدند، نبض زدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با ابزار (مانند کاردک یا چاقو) خراشیدن یا کندن
- Er pulte die alte Farbe von der Wand.او رنگ قدیمی را از دیوار میخراشید.
- Sie pulte vorsichtig die Reste des Aufklebers ab.او با دقت بقایای برچسب را میکَند.
2
in + Dativ
(مجازی، کمتر رایج) با دقت و وسواس در چیزی کار کردن یا کند و کاو کردن
- Sie pulte stundenlang in den alten Akten, um die Wahrheit herauszufinden.او ساعتها در پروندههای قدیمی کند و کاو میکرد تا حقیقت را بیابد.
- Der Detektiv pulte in den Details des Falles.کارآگاه در جزئیات پرونده کنجکاوی میکرد (با دقت بررسی میکرد).