herumpulen
ور رفتن با انگشت، دستکاری کردن، جستجو کردن
Bedeutungen
1
an + Dativ (an etwas herumpulen)
با انگشت یا ابزار کوچک چیزی را کندن، ور رفتن، دستکاری کردن، با چیزی بازی کردن.
- Er saß nur da und pulte mit einem Zahnstocher an seinem Essen herum.او فقط آنجا نشسته بود و با خلال دندان به غذایش ور میرفت.
- Hör auf, an dem alten Kabel herumzupulen!دست از ور رفتن با آن کابل قدیمی بردار!
2
in + Dativ (in etwas herumpulen)
در چیزی گشتن، جستجو کردن (با دست).
- Sie pulte in ihrer Tasche herum, um ihr Handy zu finden.او در کیفش گشت تا تلفن همراهش را پیدا کند.
- Der Arzt pulte in der Wunde herum, um den Splitter zu entfernen.دکتر در زخم ور رفت تا ترکش را خارج کند.