صفت
تپل، چاق و چله، گرد و قلمبه
جملات نمونه برای pummelig:
„Die Insekten sehen zwar dick und ''pummelig'' aus, haben aber durchaus das Zeug, den Mount Everest zu überfliegen.“
«حشرات اگرچه چاق و تپل به نظر میرسند، اما قطعاً توانایی پرواز بر فراز کوه اورست را دارند.»