auspumpen
خالی کردن (با پمپ)، تخلیه کردن؛ انرژی کسی را گرفتن، خسته کردن
Beispiele
- […] Wer versehentlich E 10 getankt hat, sollte auf keinen Fall losfahren, sondern umgehend den Tank ''auspumpen'' lassen.کسی که به اشتباه بنزین E10 زده است، نباید به هیچ وجه حرکت کند، بلکه باید فوراً باک را خالی کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایع یا گاز را به طور کامل از یک ظرف یا فضا خارج کردن، با پمپ خالی کردن.
- Der Keller musste nach dem Hochwasser ausgepumpt werden.زیرزمین باید پس از سیل تخلیه میشد.
- Wir haben den Pool vor dem Winter ausgepumpt.ما استخر را قبل از زمستان خالی کردیم.
2
Akkusativ
به صورت مجازی: کسی یا چیزی را کاملاً خسته یا تهی کردن، تمام منابع را مصرف کردن.
- Die lange Wanderung hat ihn völlig ausgepumpt.پیادهروی طولانی او را کاملاً خسته کرد.
- Die ständigen Forderungen haben die Ressourcen des Unternehmens ausgepumpt.خواستههای مداوم منابع شرکت را تحلیل برد.