pumpern
پُکیدن (مانند قلب)، ضربه زدن (با مشت)، صدای تق تق دادن
Beispiele
- Und wie laut und verzweifelt wir auch riefen und ''pumperten'' und Steine gegen die dunklen, vernagelten Fenster warfen – niemand kam.و چقدر بلند و ناامیدانه فریاد زدیم و ضربه زدیم و سنگ به پنجرههای تاریک و تختهکوب شده پرتاب کردیم - کسی نیامد.
Bedeutungen
1
Intransitiv
به شدت تپیدن، کوبیدن، ضربان قوی داشتن (مانند قلب، موتور)
- Sein Herz pumpert nach dem Sprint wie verrückt.قلبش بعد از دویدن مثل دیوانهها میکوبد.
- Der alte Motor pumpert und hustet.موتور قدیمی میکوبد و سرفه میکند.