anpumpen

Aussprache: /ˈanˌpʊmpn̩/
Wortzerlegung: an·pum·pen
فعل

قرض گرفتن (پول)، سرکیسه کردن

Beispiele

  • Aber Lisa hat die Nase voll gehabt, dass die andere sie immer um Geld ''angepumpt'' hat.اما لیزا دیگر خسته شده بود که آن یکی همیشه از او پول قرض می‌گرفت.

Bedeutungen

1 Akkusativ (Person)

از کسی پول قرض گرفتن، از کسی پول خواستن (به صورت غیررسمی و محاوره‌ای)

  • Kannst du mich mal mit 50 Euro anpumpen?می‌توانی ۵۰ یورو به من قرض بدهی؟
  • Er hat seinen Freund angepumpt, um die Miete zu bezahlen.او از دوستش پول قرض گرفت تا اجاره را بپردازد.
2 Akkusativ

چیزی را به سمت یا روی چیزی پمپ کردن (معنای تحت‌اللفظی)

  • Die Feuerwehr musste das Löschwasser an das brennende Haus anpumpen.آتش‌نشانی مجبور شد آب آتش‌نشانی را به سمت خانه در حال سوختن پمپ کند.
  • Er hat Wasser an die Wand angepumpt, um sie zu reinigen.او آب را به دیوار پمپ کرد تا آن را تمیز کند.