aufpumpen
باد کردن، پُر کردن (با هوا)، متورم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufpumpen)
چیزی را با پمپ پر از هوا کردن، باد زدن (مانند لاستیک، توپ، تشک بادی).
- Bitte pumpe den Fußball auf, bevor das Spiel beginnt.لطفاً قبل از شروع بازی، فوتبال را باد کن.
- Er musste das Fahrradrad selbst aufpumpen.او مجبور بود خودش لاستیک دوچرخه را باد بزند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufpumpen)
به صورت مجازی: بزرگنمایی کردن، اغراق کردن در مورد چیزی یا کسی؛ باد کردن (مانند غرور).
- Die Medien pumpen die Bedeutung des Ereignisses künstlich auf.رسانهها اهمیت این رویداد را به طور مصنوعی بزرگنمایی میکنند.
- Er lässt sich von seinem Erfolg zu sehr aufpumpen.او اجازه میدهد موفقیتش بیش از حد او را مغرور کند.