aufpumpen

Aussprache: /ˈaʊ̯fpʊmpən/
Worttrennung: auf·pum·pen
فعل

باد کردن، پُر کردن (با هوا)، متورم کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufpumpen)

چیزی را با پمپ پر از هوا کردن، باد زدن (مانند لاستیک، توپ، تشک بادی).

  • Bitte pumpe den Fußball auf, bevor das Spiel beginnt.لطفاً قبل از شروع بازی، فوتبال را باد کن.
  • Er musste das Fahrradrad selbst aufpumpen.او مجبور بود خودش لاستیک دوچرخه را باد بزند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas aufpumpen)

به صورت مجازی: بزرگ‌نمایی کردن، اغراق کردن در مورد چیزی یا کسی؛ باد کردن (مانند غرور).

  • Die Medien pumpen die Bedeutung des Ereignisses künstlich auf.رسانه‌ها اهمیت این رویداد را به طور مصنوعی بزرگ‌نمایی می‌کنند.
  • Er lässt sich von seinem Erfolg zu sehr aufpumpen.او اجازه می‌دهد موفقیتش بیش از حد او را مغرور کند.