einpumpen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌpʊmpən/
Worttrennung: ein·pum·pen
فعل

پمپ کردن به داخل، تزریق کردن، وارد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + in + Akkusativ

مایعی را با استفاده از پمپ به داخل چیزی وارد کردن یا تزریق کردن.

  • Das Medikament wird langsam in die Vene eingepumpt.دارو به آرامی به داخل رگ تزریق می‌شود.
  • Sie pumpten Wasser in den aufblasbaren Pool.آنها آب را به داخل استخر بادی پمپ کردند.
2 Akkusativ + in + Akkusativ

به صورت مجازی: چیزی (مانند پول، دانش، اطلاعات) را به طور مداوم، اجباری یا با فشار زیاد به کسی یا چیزی تزریق کردن یا وارد کردن؛ القا کردن.

  • Man versucht, den Kindern die neue Ideologie einzupumpen.تلاش می‌کنند ایدئولوژی جدید را به کودکان القا کنند.
  • Der Investor pumpt viel Geld in das Start-up.سرمایه‌گذار پول زیادی را به استارتاپ تزریق می‌کند.