punten

Aussprache: /ˈpʊntn̩/
Wortzerlegung: pun·ten
فعل

پانت کردن (در فوتبال آمریکایی)

Beispiele

  • Ich trat ihm im Fallen gegen den Kopf und stellte mir dabei vor, einen Football zu ''punten''.در حالی که می‌افتادم به سرش لگد زدم و تصور کردم که دارم یک توپ فوتبال را پانت می‌کنم.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول یا با مفعول در برخی موارد خاص)

در برخی بازی‌های کارتی یا ورزشی (مانند فوتبال آمریکایی)، امتیاز گرفتن یا توپ را با پا زدن (پانت کردن).

  • Beim Skat kann man punten, um den Spielwert zu erhöhen.در بازی اسکات می‌توان امتیاز گرفت تا ارزش بازی را افزایش داد.
  • Der Quarterback musste den Ball punten, da sie keine Chance auf ein First Down hatten.کوارتربک مجبور شد توپ را پانت کند، زیرا آن‌ها شانسی برای کسب فرست داون نداشتند.