punzen
مُهر زدن (فلز یا چرم) با طرح، حکاکی کردن (طلا و نقره)
Beispiele
- Insbesondere die dicken Bände aus Leder, mit den ''gepunzten'' goldenen Buchstaben, erregten ihr Interesse.به خصوص جلدهای ضخیم چرمی، با حروف طلایی مُهر شده، علاقه او را جلب کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
سوراخ کردن، ضربه زدن (برای ایجاد سوراخ یا نقش روی فلز، چرم)
- Der Goldschmied punzt das Metall mit einem feinen Muster.زرگر فلز را با یک الگوی ظریف منقوش میکند.
- Man muss das Leder punzen, um die Löcher für die Nieten zu machen.باید چرم را سوراخ کرد تا سوراخهای پرچها ایجاد شود.
2
Akkusativ
مهر زدن، علامتگذاری کردن (با ابزار مخصوص)
- Alte Münzen wurden oft von Hand gepunzt, um ihren Wert zu kennzeichnen.سکههای قدیمی اغلب با دست مهر میشدند تا ارزش آنها مشخص شود.
- Er punzte seinen Namen in das Holzstück, um es zu personalisieren.او نام خود را روی قطعه چوب حک کرد تا آن را شخصیسازی کند.