Konjugierte Form
بادگوزیدند (گذشته فعل بادگوزیدن)
معانی و تعاریف pupsten:
- خارج کردن گاز از معده از طریق دهان، که معمولاً به صورت عامیانه و با بار معنایی ناپسند یا بیادبانه به کار میرود.
جملات نمونه برای pupsten:
Es war ihm peinlich, dass er während des feierlichen Dinners laut pupste.
برای او شرمآور بود که در طول شام رسمی با صدای بلند آروغ زد.
Nach dem Verzehr von stark kohlensäurehaltigen Getränken neigt er dazu, häufig zu pupsten.
پس از مصرف نوشیدنیهای بسیار گازدار، او تمایل دارد که مکرراً آروغ بزند.