فعل
ادرار کردن، ادرار کردن (عاميانه) / هل دادن و ترفند زدن برای پیشرفت (پوش کردن)
معانی و تعاریف puschen:
- تقویت کردن، بالا بردن، ترویج دادن (اغلب به صورت غیررسمی و با کمی بار منفی)
- دوپینگ کردن، با دارو تحریک کردن (در ورزش)
جملات نمونه برای puschen:
Halt an, ich muss mal ''puschen.''
نگهدار، باید برم «دستشویی/ادرار کنم».
Er wurde von den Radiosendern massiv ''gepuscht.''
او توسط ایستگاههای رادیویی به شدت «حمایت/پوش» شد.
Er versucht, seine Karriere zu puschen.
او تلاش میکند حرفهاش را ارتقا دهد.