fortpusten

Aussprache: /ˈfɔʁtˌpuːstn̩/
Worttrennung: fort·pus·ten
فعل

با فوت کردن دور کردن, با فوت کردن پاک کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas fortpusten)

چیزی (مانند گرد و غبار، برگ، یا ذرات کوچک) را با فوت کردن از جایی دور کردن یا برداشتن.

  • Er pustete den Staub vom Tisch.او گرد و غبار را با فوت از روی میز پاک کرد.
  • Sie pustete die Kerzen auf dem Kuchen aus.او شمع‌های روی کیک را با فوت خاموش کرد.