Konjugierte Form
هل دادند، فشار آوردند (گذشته)
معانی و تعاریف putschten:
- انجام یک اقدام غیرقانونی و اغلب خشونتآمیز برای سرنگونی دولت یا رهبری موجود و به دست گرفتن قدرت، معمولاً توسط گروهی کوچک و سازمانیافته.
جملات نمونه برای putschten:
Eine militärische Junta putschte gegen die gewählte Regierung und rief den Ausnahmezustand aus.
یک شورای نظامی علیه دولت منتخب کودتا کرد و وضعیت اضطراری اعلام نمود.
Die historischen Aufzeichnungen belegen, dass mehrere Versuche, die Monarchie zu putschen, gescheitert waren.
سوابق تاریخی نشان میدهند که چندین تلاش برای کودتا علیه سلطنت ناموفق بوده است.