abputzen

Aussprache: /ˈapˌpʊtsn̩/
Wortzerlegung: ab·put·zen
فعل

پاک کردن (با برس، ضربه یا پارچه)، تمیز کردن، زدودن

Beispiele

  • Die Karotten ''abputzen'' und in grobe Stücke schneiden.هویج‌ها را پاک کرده و به قطعات درشت خرد کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با دستمال یا پارچه پاک کردن، تمیز کردن (مثلاً میز، کفش)

  • Bitte putz den Tisch ab.لطفاً میز را پاک کن.
  • Sie hat die Schuhe abgeputzt, bevor sie ins Haus ging.او قبل از ورود به خانه، کفش‌هایش را پاک کرد.
2 Akkusativ

گرد و غبار را از روی چیزی پاک کردن، گردگیری کردن

  • Ich muss noch die Regale abputzen.من هنوز باید قفسه‌ها را گردگیری کنم.
  • Hast du schon die Fensterbänke abgeputzt?آیا قبلاً طاقچه‌های پنجره را گردگیری کرده‌ای؟
3 sich + Akkusativ

(انعکاسی) خود را پاک کردن (مثلاً دهان، دست‌ها)

  • Nach dem Essen putzte er sich den Mund ab.بعد از غذا، او دهانش را پاک کرد.
  • Sie putzte sich die Hände an der Schürze ab.او دست‌هایش را به پیشبندش پاک کرد.