wegputzen
تمیز کردن، پاک کردن (با دستمال)، خوردن و تمام کردن، شکست دادن (در مسابقه)
Beispiele
- Die Kaninchen haben alle Möhrchen ''weggeputzt''.خرگوشها همه هویجها را خوردند و تمام کردند.
- Putz'' doch mal den Fleck da auf dem Spiegel ''weg''!لکه را روی آینه پاک کن!
- Der Sheriff ''putzt'' die Gangster auf der anderen Straßenseite einen nach dem anderen ''weg''.کلانتر یکی یکی گانگسترها را در آن سوی خیابان از بین میبرد.
- Concordia? Das ist doch kein richtiger Gegner für uns. Die ''putzen'' wir doch locker ''weg''!کونوردیا؟ حریف واقعی ما نیست. ما به راحتی آنها را شکست میدهیم!
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با تمیز کردن از بین بردن یا پاک کردن (مثلاً لکه، کثیفی)
- Er hat den Fleck von der Wand weggeputzt.او لکه را از روی دیوار پاک کرد.
- Du musst den Schmutz von den Schuhen wegputzen.تو باید کثیفی را از روی کفشها پاک کنی.
2
Akkusativ
(مجازی) چیزی را به سرعت مصرف کردن یا خوردن (مثلاً غذا)
- Die Kinder haben den ganzen Kuchen schnell weggeputzt.بچهها تمام کیک را سریع خوردند.
- Er hat die Pizza in wenigen Minuten weggeputzt.او پیتزا را در چند دقیقه تمام کرد.