quälen

Aussprache: /ˈkvɛːlən/
Worttrennung: quä·len
فعل

شکنجه کردن، آزار دادن، عذاب دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas quälen)

کسی یا چیزی را به طور مداوم آزار دادن، شکنجه کردن یا عذاب دادن.

  • Der Tyrann quälte seine Gefangenen.مستبد زندانیان خود را شکنجه می‌کرد.
  • Die ständige Angst quälte sie.ترس مداوم او را عذاب می‌داد.
2 sich (Akkusativ) (sich quälen)

خود را آزار دادن، رنج کشیدن یا تقلا کردن (بازتابی).

  • Er quälte sich mit der Entscheidung.او با این تصمیم تقلا می‌کرد.
  • Sie quälte sich durch die Prüfung.او با سختی از امتحان گذشت.