herumquälen
خود را عذاب دادن، با مشقت زیاد کاری را انجام دادن
Bedeutungen
1
sich + (mit etwas)
با سختی و زحمت زیاد کاری را انجام دادن یا خود را به جایی رساندن، معمولاً به دلیل بیماری، خستگی یا عدم تمایل.
- Er quälte sich mit der schweren Tasche den Berg hinauf.او با زحمت زیاد کیف سنگین را به بالای کوه برد.
- Sie quälte sich durch die Prüfung, obwohl sie krank war.او با وجود بیماری، به سختی امتحان را گذراند.