vorquellen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌkvɛlən/
Worttrennung: vor·quel·len
فعل

بیرون زدن، سرریز کردن، فوران کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (oft mit aus + Dativ)

به صورت مایع یا گاز از جایی به بیرون فوران کردن یا سرریز شدن.

  • Das Wasser quillt aus der Quelle hervor.آب از چشمه بیرون می‌زند.
  • Die Suppe quillt über den Rand des Topfes vor.سوپ از لبه قابلمه سرریز می‌کند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت مجازی، چیزی به مقدار زیاد و با شدت از جایی بیرون زدن یا نمایان شدن.

  • Die Ideen quollen ihm nur so vor dem inneren Auge.ایده‌ها فقط در ذهن او سرازیر می‌شدند.
  • Vor Freude quoll ihm die Brust über.سینه او از شادی لبریز شد.