quacksalbern

Aussprache: /ˈkvakˌzalbɐn/
Wortzerlegung: quack·sal·bern
فعل

طبابت تقلبی کردن، شیادی پزشکی کردن

Beispiele

  • Quacksalber'' nicht und geh lieber gleich zu einem richtigen Arzt!شیادی نکن و بهتر است مستقیماً پیش یک پزشک واقعی برو!

Bedeutungen

1 بدون مفعول

ادعای درمان بیماری‌ها با روش‌های غیرعلمی و فریبکارانه

  • Dieser Mann quacksalbert nur herum und hat keine echte medizinische Ausbildung.این مرد فقط شارلاتان‌بازی می‌کند و هیچ آموزش پزشکی واقعی ندارد.
  • Man sollte sich nicht von Quacksalbern behandeln lassen.نباید اجازه داد شارلاتان‌ها آدم را درمان کنند.