abqualifizieren
بیاعتبار کردن، بیارزش جلوه دادن، رد صلاحیت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abqualifizieren)
کسی یا چیزی را بیصلاحیت یا نامناسب دانستن، رد صلاحیت کردن (مثلاً در یک رقابت یا آزمون).
- Der Athlet wurde wegen Dopings disqualifiziert.ورزشکار به دلیل دوپینگ رد صلاحیت شد.
- Das Komitee hat den Vorschlag des Teams abqualifiziert.کمیته پیشنهاد تیم را رد صلاحیت کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abqualifizieren)
کسی را تحقیر کردن، ارزش او را پایین آوردن، او را بیاهمیت جلوه دادن.
- Er versuchte, seinen Kollegen vor allen abzuqualifizieren.او تلاش کرد همکارش را در مقابل همه بیارزش جلوه دهد.
- Man sollte niemanden öffentlich abqualifizieren.نباید کسی را به طور عمومی تحقیر کرد.