qualifizieren

Aussprache: /kvalifiˈt͡siːʁən/
Wortzerlegung: qua·li·fi·zie·ren
فعل

صلاحیت داشتن، واجد شرایط شدن، آماده کردن

Beispiele

  • Die Mannschaft hat sich für das Viertelfinale ''qualifiziert.تیم برای مرحله یک‌چهارم نهایی صلاحیت کسب کرد (واجد شرایط شد).
  • Die Plätze 1–3 ''qualifizierten'' sich direkt für die Olympischen Spiele.مکان‌های ۱ تا ۳ مستقیماً برای بازی‌های المپیک واجد شرایط شدند.
  • Sowohl die Fotografie als auch das Marketing sind verschiedene Fächer der Kommunikation. Und nur, weil Sie in einem gut sind, ''qualifiziert'' Sie das nicht automatisch für das andere.هم عکاسی و هم بازاریابی رشته‌های مختلف ارتباطات هستند. و صرف اینکه در یکی خوب هستید، به طور خودکار شما را برای دیگری واجد شرایط نمی‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (Person) für + Akkusativ (Tätigkeit)

واجد شرایط کردن، صلاحیت دادن (کسی را برای کاری)

  • Diese Ausbildung qualifiziert Sie für höhere Positionen.این آموزش شما را برای موقعیت‌های بالاتر واجد شرایط می‌کند.
  • Seine Erfahrung qualifiziert ihn für diese Aufgabe.تجربه او او را برای این وظیفه واجد شرایط می‌کند.
2 sich (reflexiv) für + Akkusativ

واجد شرایط شدن، صلاحیت پیدا کردن (برای یک مسابقه، شغل، مرحله بعدی)

  • Die Mannschaft hat sich für die Weltmeisterschaft qualifiziert.تیم برای جام جهانی واجد شرایط شد.
  • Er muss sich noch für die Prüfung qualifizieren.او هنوز باید برای امتحان صلاحیت پیدا کند.