quasen

Aussprache: /ˈkvaːzn̩/
Wortzerlegung: qua·sen
فعل

پرخوری کردن، شکم‌پرستی کردن، ولخرجی کردن

Beispiele

  • Die Studenten ''quasten'' bis tief in die Nacht.دانشجویان تا پاسی از شب پرخوری می‌کردند.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

زیاد و بیهوده حرف زدن، وراجی کردن (معمولاً با لحنی تحقیرآمیز). این فعل نسبتاً نادر و غیررسمی است.

  • Er saß stundenlang da und quaste über Belanglosigkeiten.او ساعت‌ها آنجا نشست و درباره مسائل بی‌اهمیت وراجی می‌کرد.
  • Hör auf zu quasen und komm endlich zur Sache!دست از وراجی بردار و بالاخره سر اصل مطلب بیا!