quasistatisch

Aussprache: /ˈkvaːziˌʃtaːtɪʃ/
Worttrennung: qua·si·sta·tisch
صفت

شبه‌ايستا، تقریباً ایستا

Bedeutungen

1

در فیزیک و مهندسی، فرآیندی که به اندازه‌ای آهسته انجام می‌شود که سیستم در هر لحظه تقریباً در حالت تعادل باقی می‌ماند و می‌توان آن را با متغیرهای ترمودینامیکی توصیف کرد.

  • Die Erwärmung des Gases erfolgte quasistatisch, um die Temperaturänderung gleichmäßig zu halten.گرمایش گاز به صورت شبه‌ایستا انجام شد تا تغییرات دما یکنواخت باقی بماند.
  • Ein quasistatischer Prozess ermöglicht die Berechnung von Zustandsänderungen.یک فرآیند شبه‌ایستا امکان محاسبه تغییرات حالت را فراهم می‌کند.
  • Die langsame Kompression wird als quasistatisch betrachtet.فشرده‌سازی آهسته به عنوان شبه‌ایستا در نظر گرفته می‌شود.