quastenförmig
منگولهای شکل، شبیه منگوله
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به منگوله یا دسته پرزهای آویزان.
- Die Dekoration endete in einem quastenförmigen Anhänger.تزئین با یک آویز منگولهای شکل به پایان رسید.
- Der Pinsel hat einen quastenförmigen Kopf aus feinen Haaren.قلممو سری منگولهای شکل از موهای ظریف دارد.
- Manche Pflanzen haben quastenförmige Blütenstände.برخی گیاهان گلآذینهای منگولهای شکل دارند.