فعل
پُر حرفی کردن، چرت و پرت گفتن
معانی و تعاریف quatern:
- به طور بیهدف و زیاد صحبت کردن، وراجی کردن.
جملات نمونه برای quatern:
Ihr sollt nicht ''quatern,'' sondern zuhören!
«شما نباید «چرت و پرت بگویید»، بلکه گوش دهید!»
Sie quaterte stundenlang über Belanglosigkeiten.
او ساعتها درباره مسائل بیاهمیت وراجی کرد.
Hör auf zu quatern und konzentriere dich auf die Arbeit!
دست از وراجی بردار و روی کار تمرکز کن!