vorquellen
بیرون زدن، سرریز کردن، فوران کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (oft mit aus + Dativ)
به صورت مایع یا گاز از جایی به بیرون فوران کردن یا سرریز شدن.
- Das Wasser quillt aus der Quelle hervor.آب از چشمه بیرون میزند.
- Die Suppe quillt über den Rand des Topfes vor.سوپ از لبه قابلمه سرریز میکند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت مجازی، چیزی به مقدار زیاد و با شدت از جایی بیرون زدن یا نمایان شدن.
- Die Ideen quollen ihm nur so vor dem inneren Auge.ایدهها فقط در ذهن او سرازیر میشدند.
- Vor Freude quoll ihm die Brust über.سینه او از شادی لبریز شد.