فعل
سرسری خواندن، نگاه اجمالی انداختن
معانی و تعاریف querlesen:
- متنی را به سرعت و اجمالی خواندن، بدون توجه به جزئیات، برای گرفتن ایده کلی.
جملات نمونه برای querlesen:
„Zwecks Vermeidung von Fehlern wurden verschiedene Datenquellen ''quergelesen''.“
«برای جلوگیری از خطا، منابع مختلف داده به صورت سرسری خوانده شدند.»
Ich habe den Artikel nur quergelesen, um die Hauptpunkte zu erfassen.
من فقط مقاله را روزنامهوار خواندم تا نکات اصلی را بفهمم.
Es ist wichtig, lange Texte zuerst querzulesen, bevor man ins Detail geht.
مهم است که متون طولانی را ابتدا سریع بخوانید، قبل از اینکه وارد جزئیات شوید.