querstellen
عرضی قرار دادن، مخالفت شدید کردن (sich querstellen)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا وسیله نقلیهای را به صورت عرضی و مورب قرار دادن (به طوری که راه را ببندد)
- Der Lastwagen hat sich quergestellt und die Autobahn blockiert.کامیون به صورت عرضی چرخید و بزرگراه را مسدود کرد.
- Er stellte die Möbel quer in den Raum.او مبلمان را مورب/عرضی در اتاق چید.
2
sich (gegen + Akkusativ) querstellen
سرپیچی کردن، به شدت مخالفت کردن و ممانعت به خرج دادن (انعکاسی)
- Warum stellst du dich bei jedem Vorschlag quer?چرا با هر پیشنهادی به شدت مخالفت میکنی (ساز مخالف میزنی)؟
- Die Behörde stellte sich bei der Genehmigung quer.اداره مربوطه در دادن مجوز کارشکنی (مقاومت) کرد.