querstellen

Aussprache: /ˈkvɛʁˌʃtɛlən/
Wortzerlegung: quer·stel·len
فعل

عرضی قرار دادن، مخالفت شدید کردن (sich querstellen)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا وسیله نقلیه‌ای را به صورت عرضی و مورب قرار دادن (به طوری که راه را ببندد)

  • Der Lastwagen hat sich quergestellt und die Autobahn blockiert.کامیون به صورت عرضی چرخید و بزرگراه را مسدود کرد.
  • Er stellte die Möbel quer in den Raum.او مبلمان را مورب/عرضی در اتاق چید.
2 sich (gegen + Akkusativ) querstellen

سرپیچی کردن، به شدت مخالفت کردن و ممانعت به خرج دادن (انعکاسی)

  • Warum stellst du dich bei jedem Vorschlag quer?چرا با هر پیشنهادی به شدت مخالفت می‌کنی (ساز مخالف می‌زنی)؟
  • Die Behörde stellte sich bei der Genehmigung quer.اداره مربوطه در دادن مجوز کارشکنی (مقاومت) کرد.