فعل
جیرجیر کردن، صدای جیغمانند دادن
معانی و تعاریف quietschen:
- جیرجیر کردن، قرچ قرچ کردن (کفش، در، ترمز)
- جیغ کشیدن (لاستیک، صدای انسان)
جملات نمونه برای quietschen:
Die Tür ''quietschte.''
در جیرجیر کرد.
Eine Gummiente ''quietscht.''
یک اردک پلاستیکی جیرجیر میکند.
„Und nun ''quietschen'' die Bremsen, die Fahrt ist zu Ende.“
و حالا ترمزها جیغ میکشند، سفر به پایان رسیده است.