quietschvergnügt
بسیار شاد، سرخوش، سرزنده
Bedeutungen
1
بسیار شاد، خوشحال و سرزنده بودن، اغلب با نشان دادن شادمانی به صورت آشکار.
- Die Kinder waren quietschvergnügt, als sie die Geschenke sahen.بچهها با دیدن هدایا بسیار شاد بودند.
- Er kam mit einem quietschvergnügten Lächeln zur Party.او با لبخندی سرخوش به مهمانی آمد.
- Sie ist immer so quietschvergnügt, das steckt an.او همیشه خیلی سرزنده است، این روحیه مسری است.